در گوشهای از صفحه ۶ گزارش ۴۹ صفحهای مرکز بهبود کسبوکار اتاق ایران، یک پانویس کوتاه اما پر معنا قرار دارد. نویسندگان گزارش (شهرام حلاج و فرزانه صمدیان)، بعد از اشاره به کشاکشهای همیشگی بر سر قدرت در جلسات مقرراتگذاری، مینویسد: «درست به همین دلیل است که این پژوهشگر پس از سالها تجربه نزدیک جلسات مقرراتگذاری، یکی از ارکان اصلاح را دسترسی عمومی به مذاکرات این جلسات میداند که خوشبختانه در ماده ۳ قانون شفافیت قوای سهگانه تصویب شده است؛ اما متأسفانه پس از ۲۰ ماه هنوز اجرا نمیشود.»
بیست ماه! در زمان پژوهش و نگارش آن گزارش و اکنون بیش از دو سال؛ قانونی که میگوید مردم حق دارند بدانند پشت درهای بسته چه میگذرد، هنوز روی زمین مانده است. این فقط یک قانون نیست. این نماد یک مشکل بزرگتر است. همانطور که در همین گزارش چند بار تکرار شده است: «نوشتار عادلانه، شرط لازم است؛ اما شرط کافی نیست.»
یعنی میشود بهترین قانون جهان را نوشت؛ اما اگر کسی نباشد که اجرایش کند، یا اگر ساختارها و رفتارها تغییر نکند، همان قانون تبدیل به یک سند تشریفاتی در قفسه میشود. سعید فراهانی، یکی از کارشناسانی که در تهیه این گزارش همکاری داشته٬ اشاره میکند که «مقاومتهای نگرشی و رفتاری» یکی از موانع جدی در تحقق اهداف قانون برگزاری مناقصات طی دو دهه گذشته بوده است.
حالا تصور کنید شما یک پیمانکار هستید. دوست دارید بدانید در جلسهای که قرار است آییننامه جدید مناقصات تصویب شود، چه کسانی حضور داشتند، چه حرفهایی زده شد و چه کسانی رأی مخالف دادند. این حق شماست. قانون میگوید باید بدانید؛ اما دوسال است خبری نیست.
شهرام حلاج، این را «مصداق دیگری از ضرورت کنشگریهای تکمیلی در کنار بهسازی نوشتار مقرراتی» مینامد. ترجمه سادهاش این است که فقط قانون خوب کافی نیست و باید آدمها هم بخواهند، یا مجبور شوند.
با توجه به روند اجرای این قانون سوال اینجاست که آیا دوسال دیگر بالاخره این قانون اجرا میشود؟ یا همچنان در لیست «قوانین خوبِ اجرا نشده» خواهد ماند؟